عصر وب
عصر وب
مطالب جالب و شنیدنی از سراسر وب

آیا فکر می کنید اینکه فرزند چندم خانواده باشید، می تواند بر شکل گیری شخصیت شما تاثیر گذار باشد؟ این مقاله را با ما دنبال کنید تا به همه چیز در این رابطه پیببرید!
- تک فرزندان
نقاط مثبت: این افراد همان ها هستند که دنیا را متحول می کنند. افرادی تکلیف-گرا، مرتب و منظم، با وجدان و وظیفه شناس، و بسیار قابل اطمینان می باشند. آنها عاشق واقعیت، افکار و اندیشه ها، و جزئیات هستند. و از قبول مسئولیت های مختلف واهمه ای ندارند.
نقاط منفی: یکی از خصیصه های منفی این افراد سرسختی و خشونت شدید آنهاست. کمی کینه ای و پرتوقع هستند و معمولاً از قبول اشتباهاتشان سر باز میزنند. به هیچ وجه انتقادپذیر نیستند. در برابر دیگران افرادی بسیار حساس و نفوذ پذیرند که احساساتشان خیلی زود جریحه دار می شود.
- فرزندان اول خانواده
نقاط مثبت: آنها ذاتاً فرمانده به دنیا آمده اند. احتمالاً رئیس جمهورها، فضانوردان و مدیرعاملین همه فرزندان اول خانواده هستند. فکر می کنند که همیشه حق و اولویت در هر کاری با آنهاست. فرزندان اول به دو دسته تقسیم می شوند: پرورش دهندگان افراد مطیع یا متحول کنندگانی سلطه جو. هر دو یکسان هستند فقط از متدهای مختلفی استفاده می کنند. معمولاً فرزندان اول خانواده، افرادی ایرادگیر، مشکل پسند، و دقیق هستند و عاشق توجه به جزئیات مسائلند. افرادی وقت شناس، منظم، و با کفایتند که دوست دارند همه چیز به بهترین نحو انجام شود. از مسائل غافلگیر کننده نیز به هیچ وجه خوششان نمی آید.
نقاط منفی: معمولاً این افراد کمی بداخلاق، ترشرو بی احساس به نظر می آیند. گه گاه به خاطر زورگویی و فشاری که بر سایرین می آورند، تهدید کننده و رعب آور هستند. چون فکر می کنند که همیشه حق با آنهاست و فقط خودشان همه چیز را می دانند، به دیگران اطمینان کمی دارند. ریاست مآب، ایرادگیر و نسبت به اشتباهات حساس و نکته سنج هستند.
- فرزندان وسط خانواده
نقاط مثبت: فرزندان وسطی، افرادی خانواده دوست هستند که دیگران از بودن با آنها لذت می برند. مهمترین نیاز آنها، آرام نگاه داشتن اقیانوس پرتلاطم زندگی است و شعار آنها “آرامش به هر قیمتی” است. اینها افرادی بسیار آرام و بی سر و صدا، شیرین و دوست داشتنی هستند و شنوندگان خوبی به شمار می روند. مهارت زیادی در حل مشکلات دارند چون همیشه هر دو جنبه ی یک مشکل را بررسی می کنند و دوست دارند همه را خوشحال کنند. همین مسئله باعث می شود که مشاوران و میانجیگران خوبی باشند.
نقاط منفی: نسبت به فرزندان اول خانواده، احساس سلطه گری کمتری دارند، اما دوست دارند همه آنها را ستایش کرده و دوست بدارند—یا حداقل با آنها احساس شادی و خوشبختی کنند. از آنجا که سعی در راضی نگاه داشتن همه دارند، ممکن است به افرادی وابسته تبدیل شوند. نمی توانند خوب تصمیم بگیرند تا جایی که باعث رنجاندن دیگران می شود. همچنین برای شکست و اشتباهات دیگران، خود را سرزنش می کنند.
- فرزندان آخر خانواده
نقاط مثبت: افرادی شاد و سرزنده اند که این شادی و سرخوشی را با خود همه جا می برند و دیگران را نیز از آن بهره مند می کنند. مهارت های مردمی آنها بسیار قوی است و عاشق این هستند که دیگران را با حرف ها و کارهایشان سرگرم کنند. هیچ کس برای آنها غریبه نیست و به سرعت با همه صمیمی می شوند. افرادی برونگرا هستند که از وجود دیگران انرژی می گیرند. از ریسک کردن واهمه ای ندارند.
نقاط منفی: خیلی زود خسته می شوند. از طرد شدن واهمه داشته و افق توجهاتشان کوتاه است. افرادی خود گرا هستند. معمولاً به خاطر توقعات غیر واقعیشان از رابطه، که تصور می کنند در همه ی رابطه ها باید همیشه خوشی و خنده برقرار باشد، رابطه های زیادی را به فنا می دهند. اما نمی دانند که عمر چنین رابطه هایی بسیار کوتاه است.




طبقه بندی: مجله خانواده،
ارسال در تاریخ جمعه 16 مرداد 1388 توسط محمدی

شوک زده بود، مات و مبهوت داخل اطاقش روی تخت نشسته بود و به آلبوم عکس دوران نامزدیشان نگاه می کرد. سه روز از زمانی که نامزدش او را دعوت به جدایی کرده بود می گذشت اما او تمام این مدت علت درخواست جدایی را نفهمیده بود. هاج و واج بود. بااین همه امتیاز و ویژگیهای مثبتی که داشت و با آن خواستگاران سرشناس، برایش سوال بی جوابی بود که چرا از سوی طرف مقابلش طرد شده و او دیگر علاقه ای به زندگی مشترکشان ندارد. ناگهان نگاهش به عکسی افتاد که همراه با نامزدش در یک میهمانی خانوادگی گرفته بودند، سعی کرد تا خاطرات آن روز را به یاد آورد. بعد از کمی تلاش یادش آمد و با تحلیل آن خاطرات متوجه شد که چقدر در آن میهمانی نامزدش را رنجانده بود و او را آزار داده بود. حالا که از بیرون به رفتارهای خودش نگاه می کرد ناخود آگاه حق را به نامزدش می داد و متوجه اشتباهاتش می شد. او سعی کرد تا تمام دوران نامزدیش را به یاد آورد و اتفاقاتی را که در آن زمان رخ داده مورد تحلیل قرار دهد. برای همین مشغول به نوشتن خاطراتش از روز اول آشناییشان شد. اغلب اوقات هنگام نوشتن خاطراتش، به آن زمان ها باز می گشت و با دقت و توجه زیادی که به روابطشان می کرد روز به روز به پاسخ سوال خود نزدیک تر می شد و علت شکست دوران نامزدیش را پیدا می کرد. روزی که خاطراتش به پایان رسید او دیگر علت درخواست جدایی نامزدش را به خوبی می دانست و چون درصد بیشتری از اشتباهات متعلق به خود او بود، تصمیم گرفت تا جریان را با نامزد سابقش در میان بگذارد و اشتباهاتی که هر دوی آن ها در آن مدت مرتکب شده بودند را برای او بازگو نماید.

آنها بعد از شناخت و گفتگو در مورد اشتباهاتشان تصمیم گرفتند تا مجددا رابطه خود را از نو آغاز کنند اما این بار با شناخت و آمادگی بیشتر. آنها سرانجام با یکدیگر آشتی کردند و  یک زندگی ایده آل را آغاز نمودند.

مثال بالا حکایت دختری است که از موقعیت و شرایط ایده آلی برخوردار بود و به علت داشتن امتیازهای فراوان و خواستگاران سرشناس و متعدد، دچار توهم و خودبزرگ بینی شده بود. او با این که همسر آینده اش را از بین خواستگارانش گلچین کرده بود، بازهم بر این عقیده بود که فردی استثنایی است و هیچ مردی لیاقت زندگی با او را ندارد. به همین دلیل اغلب اوقات با رفتارهای زننده و متکبرانه خود موجب ناراحتی نامزدش می شد تا سرانجام نامزد او از تحمل این رفتارها  به تنگ آمده و پیشنهاد جدایی از یکدیگر را مطرح کرد.

آن دختر هنگامی که خود را در مقابل درخواست جدایی همسرش دید و در واقع با شکست مواجه گردید، شگفت زده شد و علیرغم تمام غروری که داشت سعی کرد تا علت این جدایی را پیدا کند. او با نوشتن و یادآوری خاطرات گذشته اش علت شکست خود را پیدا کرد و به عبارتی بهتر، با استفاده از تجاربی که از زمان گذشته برایش به جا مانده بود سعی کرد تا از شکست خود عبرت بگیرد و در نهایت آن را ترمیم کند.

او با این که دختری خودخواه و مغرور بود اما به طور شگفت انگیزی توانست کنترل زندگی خود را در دست بگیرد و با نگاه منطقی به سرگذشت و رفتارهای خود علت شکست ناباورانه اش را پیدا کند. او با تحلیل رفتارهای گذشته اش به خوبی به اشتباهاتش پی برد و این باور را پذیرفت تا زمانی که از آن اشتباهات خود دست بر ندارد، با هر مرد دیگری هم که زندگی کند این اختلافات کم و بیش در زندگی او وجود خواهد داشت.

فکر می کنم با تشریح این مثال متوجه شده اید که برای شناخت و رسیدن به علت شکست ها ، باید رفتارهای گذشته خود را مرور کنیم.

زیرا بعد از گذشت یک اتفاق،  با یادآوری رفتارهای گذشته و تحلیل عادلانه آنها در فضایی فارغ از فشارهای احساسی و تاثیرات آن لحظات، می توان با ذهنی آزاد و فکری باز ریشه های شکست را پیدا کرد و با قضاوت عادلانه و هوشمندانه، در جهت اصلاح آن ها کوشید. ما درزمان جستجوی اشتباهات گذشته باید به دنبال اشتباهات خود باشیم نه اشتباهات دیگران، چرا که هر عملی یک عکس العمل دارد و عکس العمل ما در مقابل عمل دیگران تعیین کننده ادامه ماجرا است، پس بهتر است که اشتباه عکس العمل خود را کشف کنیم و بر این عقیده باشیم که یک انسان توانمند باید بتواند هر رفتار و عملی که از دیگران سر می زند را هضم وکنترل کند، نه فقط رفتارهای خوب  و منطقی آن ها را.  

یعنی ما زمانی در یک ارتباط موفق هستیم که با عکس العمل خوب، منطقی و محترمانه خود  بتوانیم موجب انسجام و کنترل یک ارتباط شویم و از بروز اختلافات و حوادث ناگوار مثل قهر، درگیری و جدایی جلوگیری کنیم نه این که با انجام رفتارهای متقابل و گرفتن انتقام، موجب جدایی، درگیری و حوادث ناخوشایند باشیم. عمل افراد هرگونه که می خواهد باشد، ما نباید شخصیت و رفتار خود را تحت تاثیر اعمال آن ها تغییر دهیم یا پست نماییم. در یک ارتباط موفق، یا باید به کمک روش های مناسب و متناسب با روحیات طرف مقابل رفتار خود و او را کنترل و اصلاح نمود یا از او کناره گیری کرد. بدین ترتیب جایی برای دعوا ، درگیری و پیش آمدهای بد  نمی ماند.

اکنون شما می توانید با نوشتن و یادآوری خاطرات گذشته و تحلیل عادلانه آن ها، متوجه علت شکست یا موفقیت های خود شوید. آن وقت با مقایسه عکس العمل و نوع رفتارهای خود در زمان هایی که شکست خورده اید با زمان هایی که پیروز شده اید، اشتباهات و نقاط ضعف خود را دریابید.

منبع: مردمان




طبقه بندی: مجله خانواده،
برچسب ها: خاطرات، شکست، موفقیت،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 6 خرداد 1388 توسط محمدی

بر کسی پوشیده نیست که همه آرزو دارند بتوانند تا آخر عمر شعله های روابط عاشقانه خود را روشن نگه دارند. به همین دلیل در این مقاله چند نکته در مورد نحوه داشتن یک زندگی موفق و طولانی مدت را برای شما بازگو میکنیم.

باید بدانید چگونه می توانید با شریک خود مصالحه و سازش کنید. هر یک از طرفین می بایست یاد بگیرند که به دیگری احترام بگذارند. شاید در همه موارد با هم موافق نباشید، اما به هر حال باید با هم توافق کنید و به نتیجه ای برسید که پذیرش آن برای هر دو نفر قابل قبول باشد. سعی نکنید در زمان تصمیم گیری تفکرات ذهنی خود را به طرف مقابل تحمیل کنید. کاملاً طبیعی است که دو نفر با هم اختلاف نظر داشته باشند، بنابراین سعی کنید تفاوت های فردیتان را بپذیرید و توجه و تمرکز خود را بر روی مسائل مهمتر معطوف کنید.

یاد بگیرید که چگونه می توانید آزادانه و صادقانه با شریک زندگی خود به بحث و گفتگو بپردازید. هر چه را که می خواهید با لحنی مثبت، سازنده، و مودبانه بیان کنید. با اتکا به یک چنین طرز برخوردی مطمئن باشید که شریکتان نیز واکنش های نرم تری از خود نشان می دهد. با این وجود سعی کنید که شنونده خوبی هم باشید و در زمانیکه همسرتان در حال صحبت کردن است مرتباً از او انتقاد نکنید و اجازه دهید حرف خود را به اتمام برساند.

به همسر خود ثابت که نه تنها خصوصیاتش منحصر بفرد هستند بلکه در ذهن و قلب شما از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشد. این حق اوست که در کنار شما احساس امنیت و آرامش داشته باشد. سعی کنید تمرکز خود را بر روی خصوصیات مثبت او منعطف کنید و هیچ گاه او را با افرادی که در گذشته در زندگی شما بودند مقایسه نکنید. همیشه مشوق او باشید، وی را به عنوان کامل ترین انسان زندگی خود به شمار آورید، افکار مثبت نسبت به او داشته باشید، در کنارش وقت صرف کنید، و همیشه به عنوان اولین اولویت زندگی خود به او نگاه کنید. به خاطر داشته باشید که همسرتان احساس کرده شما انسان مطبوعی هستید که با شما ازدواج کرده پس سعی کنید برایش شادی بیاورید و احساس او را قویتر کنید.

اگر میخواهید زندگی شاد و موفقی را دنبال کنید، باید تعهد و سرسپردگی که مستحقش است را نثارش کنید. اجازه ندهید که اختلاف نظرهای کوچک و جزئی شما را به حاشیه براند.

زمانیکه بر سر مسئله ای با هم مخالف هستید، فوراً اعلام جنگ نکنید. زمانیکه شریکتان کاری انجام داد که به مزاج شما سازگار نبود، به خود یادآوری کنید که او از انجام این کار نیت خیری داشته. نباید انتظار داشته باشید که آنها ذهن شما را بخوانند. انسان جایز الخطاست بنابراین زمانیکه اشتباهی از شما سر زد آنرا بپذیرید. یکدیگر را محکوم نکنید، قضاوت کردن و حکم صادر کردن را کنار بگذارید، مسئولیت ها را به عهده بگیرید و در مورد آنها گله و شکایت نکنید، اهدافتان را بازگو کرده و با هم در راه تحقق آنها گام بردارید.

 

اولین نفری باشید که اعلام آمادگی برای کمک کردن می کند، حتی اگر احساس می کنید همسرتان خیلی هم نیازمند کمک شما نیست.

بخشیدن و فراموش کردن یکی از ارکان اصلی هر ارتباط موفق و طولانی مدتی است. برای وارد کردن شادی و خوشحالی به زندگی تا جایی که می توانید همسرتان را ببخشید. اگر این توانایی را نداشته باشید که از مسائل به راحتی بگذرید، زندگی را هم به کام خود تلخ کرده اید و هم  برای شریکتان. شاید در ابتدا بخشیدن برای شما کار ساده ای نباشد، اما اگر می خواهید عشقتان جاودانه شود باید یاد بگیرید که این کار را انجام دهید




طبقه بندی: مجله خانواده،
برچسب ها: ارتباط عاطفی،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 6 خرداد 1388 توسط محمدی
 

بشر در زندگی به سبک مدرن با استرس فزاینده ای مواجه است و تنش بالایی به او تحمیل می شود. اغلب افراد با اضطراب، ترس، تشویش، و نگرانی هایی متعددی روبرو هستند و این افکار زمان خواب هم آنها را رها نمی کنند. سالانه میلیون ها قرص خواب تجویز می شود و هر روز هم بر تعداد آنها افزوده می شود. کاملاً طبیعی است که در دنیای مدرن و پیشرفته امروزی شیوه زندگی به گونه ای است که خواه ناخواه همه اقشار جامعه متحمل فشار روحی و عصبی زیادی هستند.

صورت حساب ها و قبض های متعدد برای پرداخت کردن وجود دارد، مهلت نهایی تحویل پروژه در یک چشم بهم زدن نزدیک می شود، روابط عاطفی و عاشقانه به پایان می رسد، نا امنی، قرض و بدهکاری همه جا را احاطه می کند و این ها تنها گوشه کوچکی از عواملی هستند که که آرامش ذهنی و روحی افراد را دستخوش تلاطم های افسار گسیخته می کنند.

با این وضع بیراه نیست که استرس جسمانی را نیز به مشکلات روزمره افراد اضافه کنیم. آلودگی هوا، آداب غذایی نادرست، و فعالیت زیاد می تواند منشا ایجاد استرس شدید در بدن باشد. استرس جسمانی زمانیکه به استرس روانی اضافه شود ما را ناتوان ساخته، خلع سلاحمان می کند، و سیستم ایمنی بدن را نیز تضعیف می نماید. 

خواب مناسب برای بدن از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد و نه تنها برای حفظ سلامت جسمانی بلکه برای سلامت روحی و احساسی نیز مفید می باشد. زمانیکه ما خواب هستیم اتفاقات زیادی درون بدنمان روی می دهد. در این زمان بدن ما نقص هایش را اصلاح می کند، کاستی هایش را جبران نموده، و در حقیقت خود را شفا می بخشد. در اصل اگر استراحت کافی نداشته باشیم، مانع آن شده ایم که بدنمان پروسه فوق را با موفقیت انجام دهد. هنگامیکه افکار منفی را دائماً در ذهن خود یدک می کشیم، و اندیشه های دلهره آمیز حتی زمان خواب هم ما را رها نمی کنند، خود را دچار وضعیت وخیمی کرده ایم.

وقت خواب اگر افکار خوب و مثبتی را در ذهن خود بپرورانیم روز بعد اتفاقات خوبی برایمان می افتد. از سوی دیگر اگر ترس، استرس، اضطراب، نگرانی، دلواپسی و افکار منفی بخش عمده تفکرات ذهنی مان را تشکیل دهند، روز بعد همان وقایع را با همان ماهیت تجربه خواهید کرد.

اگر مسئله ای هست که باعث ایجاد نگرانی و دلواپسی در شما می شود، پیش از اینکه به رختخواب بروید مدتی را به فکر کردن به آن و پیدا کردن راه حل هایی برای آن اختصاص دهید. 1 ساعت قبل از خوابیدن خودتان را تا حد ممکن ریلکس کرده و به لحظات خوشایند و شاد زندگیتان فکر کنید. به تصویر کشیدن موفقیت ها و کامروایی های که در طول روز عایدتان شده یکی دیگر از تکنیک های کارآمد برای آماده سازی خود به منظور خوابیدن است.

در این قسمت چند نکته وجود دارد که با کمک گرفتن از آنها می توانید الگوی فکری خود را تغییر داده و افکار مثبت پیش از خوابیدن را به سوی خود روانه سازید. برای بهرمندی از خوابی آرام و راحت بدن خود را در وضعیت مناسبی قرار دهید، هوای اتاق خواب را به نحو مطلوب تهویه کنید، و از تشک مناسب استفاده کنید (تشک بادی گزینه مناسبی به شمار می رود).

1- ما روزانه موفقیت های زیادی کسب می کنیم. مهم نیست که این موفقیت ها کوچک هستند یا بزرگ، به هر حال لازم است که آنها را تشخیص داده و به خاطر بسپارید. پیش از خواب یکبار آنها را در ذهن مرور کنید. اجازه دهید لالایی شما در حین خوابیدن همین افکار باشند.

2- به جای اینکه قبل از خواب اخبار نگاه کنید، برنامه های مفرح تلویزیونی را تماشا کنید. ماهیت خبر خشک و دلسرد کننده است، به ویژه قبل از خوابیدن؛ اما برنامه های مفرح و مضحک تلویزیونی ما را به خنده وا می دارد که حس بسیار خوبی است.

3- به برنامه های مدیتیشن طراحی شده به این منظور گوش دهید. برای انجام این کار می توانید برای خود یک mp3 player تهیه کنید.

4- به کتاب های صوتی گوش دهید، حتی اگر پیش از اتمام کتاب به خواب می روید. پیغامی که می گیرد توسط ذهن ناخودآگاه در مغر استقرار می یابد و این امر خود به عنوان یکی از شگردهای بی نظیر برای جا دادن افکار مثبت در ذهن قلمداد می شود.

همه ما ترس ها، نگرانی ها، و اضطراب های خاص خودمان را داریم، اما باید این توانایی را داشته باشیم که به صورت موقتی آنها را فراموش کنیم و این مسئله به ویژه در زمان خواب از اهمیت بیشتری پیدا می کند. افکار مثبت برابر است با خوابی آرام و دلچسب و در نتیجه زندگی سالمتر و پربارتر.




طبقه بندی: مجله خانواده،
برچسب ها: خواب، دلواپسی،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 6 خرداد 1388 توسط محمدی
هموطن سلام: وقتی اوضا قمر در عقرب است, لبخند را فراموش نکنید . اگر بخندید دنیا هم با شما می خندد و اگر گریه کنید یقین بدانید که دنیا شما را تنها خواهد گذاشت.

-۱) زن ها دوست ندارند میهمان نا خوانده داشته باشند, بنابراین به آنها وقت کافی بدهید تا آماده شوند. آمادگی آنها برای پذیرایی امری حیاتی است.
۲) با همسر خود در هر کاری موافقت کنید , خواهید دید که زندگی چقدر راحت تر می شود!
۳) هر روز از همسر خود سوال کنید که چه کاری می توانید برایش انجام دهید؟
۴) وقتی از شما خطایی سر می زند اظهار تاسف کنید. وقتی هم که تقصیر از شما نیست باز هم اظهار تاسف کنید!
۵) وقتی اوضا قمر در عقرب است, لبخند را فراموش نکنید . اگر بخندید دنیا هم با شما می خندد و اگر گریه کنید یقین بدانید که دنیا شما را تنها خواهد گذاشت.
۶) از تلاشهای همسرتان تشکر کنید و ببینید این تشکر تا چه حد موثر واقع می شود.
۷) به این فکر کنید که همسر شما زن خیلی خوبی است. مادری بسیار خوب , عروسی بهتر از دیگر عروسها و اگر به این طرز فکر ادامه دهید , او همین طور خواهد شد.
۸) خسیس نباشید و در ستایش همسر خود دست و دلبازی کنید . اما به یاد داشته باشید که در هیچ موردی مبالغه نکنید. باید همسرتان استحقاق تعریف و تمجید را داشته باشد و گرنه ممکن است نتیجه خوبی ندهد.
۹) همسر خود را تشویق کنید و کمک کنید تا استعدادهای پنهانی او شکوفا شود.
۱۰) به جای هدایای گران بها, وقت خود را در اختیار همسرتان قرار دهید .. نشان دهید که به او توجه دارید, حتی پس از یک روز کار سخت! برای او هدیه ای ببرید حتی یک شاخه گل به این ترتیب او خوش اخلاق می ماند.
۱۱) بدانید زمانی که همسرتان از سردرد شکایت می کند, چاره درد او قرص مسکن نیست,بلکه یک لبخند است.
۱۲) زیباترین واژه در دنیا شاید"متشکرم" باشد ولی با این حال همه شوهران دنیا می دانند که هرگز نباید از همسرشان انتظار تشکر داشته باشند! اگر به او گردن بند الماس بدهید, مطمئنا می گوید که زمرد را بیشتر دوست دارد!
۱۳) هرگز با همسرتان نجنگید, چون امکان ندارد در جنگ برنده شوید. در عوض از قلم برای نوشتن آن چه در ذهن دارید استفاده کنید. بعد آن را به همراه شاخه ای گل تحویل او بدهید.




طبقه بندی: مجله خانواده،
برچسب ها: خانم ها، شاد،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 6 خرداد 1388 توسط محمدی

نگاهی اجمالی برگرفته از "غلبه بر عادات وسواسی"

مقدمه

n با توجه به "ایدئولوژی ذهن گرایانه" می توان اظهار داشت که تجربه ما از کل عالم هستی هیچ چیز نیست مگر تفکر ما از آن.

n وقایع زمانی تبدیل به تجربه می شوند که فرد قبلاً به آنها فکر کرده باشد.

بسیار ساده اما در عین حال عمیق و متفکرانه. برای سالیان دراز همه فیلسوفان به ویژه شرق شناسان این نظریه را به صورت یک تئوری مدون تصدیق کرده و اساتید برجسته علم و فلسفه در تمام زمانها و تا کنون آن را پایه اولیه مطالعات خود قرار داده اند.

طی تحقیقات اخیر دیدگاه فوق الذکر به شکل ظاهری ذیل تغییر شکل داده است:

هر حس، خواسته، میل، آرزو، هوس، و احساس – و بهتر است بگوییم هر حالتی که در وجود فرد ایجاد می شود- فوراً در ذهن به صورت یک "فکر" ثبت می گردد.

وقایع مختلف زمانی رنگ حقیقت به خود می گیرند و برای ما به عینیت می رسند که در مورد آنها فکر کنیم. تا زمانیکه به چیزی فکر نکرده ایم آن مطلب برایمان ملموس نیست، اما به محض اندیشیدن برایمان مظهر خارجی پیدا می کند.

کاهش توجه – کاهش احتمال به حقیقت پیوستن

" من می اندیشم، پس هستم"؛ و این عبارتی بود که دکارت پس از سال ها تعمق در حوزه این مبحث به عنوان نتیجه تفکرات چندین و چند ساله خود مطرح نمود. اهمیت موضوع تفکر آنقدر بالاست که یکی از فیلسوفان شرقی اظهار می دارد که "جهان تنها زاییده تفکر افراد است. هیچ چیز وجود ندارد مگر اینکه ابتدا فکر آن در ذهن بشر ایجاد گردد". در مبحثی که می خواهیم مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم نظریه بالا را می توان به زبان ساده تر چنین بازنویسی کرد: "هیچ چیز شما را آزار نمی دهد مگر اینکه خودتان اجازه دهید".

هر تفکر و ایده ای که به حقیقت می پیوندد بر اساس میزان توجهی است که ما به آن می دهیم. هر چقدر بیشتر ذهن خود را بر روی فکر خاصی منعطف کنیم، احتمال موجودیت و به حقیقت پیوستن آن مسئله قوی تر، واقعی تر، و نزدیک تر به نظر می رسد. تمرکز و توجه عمیق بر روی یک مقوله ذهنی آنرا حتی از نقطه نظر خارجی نیز ملموس تر می سازد. در این حالت توهم و خیال پردازی راجع به آن موضوع هم قوی تر می شود. این یک پدیده کاملاً طبیعی و اثبات شده است که به خوبی در هیپنوتیزم و مدیتیشن عمیق قابل مشاهده می باشد.

هر چقدر توجه کمتری به فکری داشته باشیم، می بینیم که کمتر به واقعیت نزدیک می شود. آیا تاکنون به این موضوع توجه کرده اید که احساسات منفی، درد، رنج، و مشکلات زندگی برای کسی که بیهوش است، در کما به سر می برد، و یا در خواب عمیق بدون رویاست، از بین رفته و معنایی ندارد؟

از افکار مضر و آزار دهنده پرهیز کنید

هر چقدر که ذهن خود را بر روی افکار آزار دهنده متمرکز کنید، به همان میزبان خودتان را اذیت کرده اید. این قبیل فکرها در وهله اول نوعی حس ناخوشایند را برای ما بوجود می آورند و به دنبال آن ناخوشایندی و عدم رضایت در تمام مظاهر زندگی فرد نمود پیدا می کند.

یک چنین الحاق و پیوندی تحت عنوان "همزاد پنداری" یا "همانند سازی" شناخته می شود. در این شرایط شخص خودش را با بدی ها و سختی ها همزاد تصور می کند و ریشه تمام دردها و رنج های موجود در زندگی اش را با همین همزاد پنداری با افکار منفی رقم می زند.

ما باید یاد بگیریم که چه چیز برای بدنمان مفید است حال چه از نظر احساسی و چه از نظر ذهنی؛ پس از آن نیکوست که افکاری در آن خصوص را در ذهن خود پرورش دهیم. پس بیایید با افکاری که برایمان هیچ سودی ندارند خداحافظی کرده و غیر همزادشان بپنداریم.

کلید شادکامی

کلید رسیدن به شادی و خوشحالی درک عمیق قاعده ی فوق و استفاده از تکنیک لغزش ناپذیر و مصون از خطا و اشتباهی است که به آن اشاره داشتیم.

اگر توانایی انتخاب افکارتان را داشته باشید می تواند سرنوشتتان را با دستهای خودتان رقم بزنید. کسی که تنها پذیرای افکار صحیح باشد و از روی عقل و با خواست و اراده فردی افکارش را انتخاب کند، از بالاترین میزان صحت و سلامت فیزیکی، احساسی، و ذهنی برخوردار خواهد بود و همه کارهای درست را در زمان درست انجام خواهد داد.

ماهیت تفکر

هر کس هر کاری را که انجام می دهد قبلاً به آن فکر کرده است و پس از انجام دادن آن نیز به آن فکر می کند؛ "فکر" دارای ماهیت منحصر بفردی است که اغلب افراد از آن بی اطلاع هستند. این امکان وجود دارد که در یک ثانیه حدود 50 فکر و یا بیشتر به ذهن تک تک افراد خطور کند. افکار با یک چنان سرعتی در ذهن ما تحلیل و بررسی می شوند که خودمان هم متوجه نمی شویم و اصلاً اطلاع نداریم که یک چنین اتفاقی در حال روی دادن است. فردی که با فرآیندهای مدیتیشن آشناست، زمانیکه در مرحله ریلکس بودن قرار می گیرد، وارد مرحله ابتدایی درک "فکر" می شود و تازه در این حالت است که متوجه می شود تا کنون به چه چیزهایی فکر می کرده و از آن پس می تواند اصل "تفکر" را دریابد.

کنترل کردن افکار، آرام کردن ذهن آشفته و پریشان، و جلب توجه و تمرکز بر روی مطلبی خاص همه و همه جزء امور دشواری محسوب می شوند که مهارت پیدا کردن در آن مستلزم تلاش فراوان است.  اینجاست که افراد پی به این موضوع می برند که در حقیقت برده و زندانی افکاری هستند که به ذهنشان در تمام زمان ها خطور می کرده حتی بدون اینکه خودشان هم متوجه باشند.

 

کاربرد عملی

حال ممکن است از خودمان بپرسیم که: دانستن این مطلب چه کمکی به ما می کند؟ چگونه متوانیم از این دانش کمک گرفته آنرا در زندگی روزمره خود بکار بندیم و زندگیمان را بهبود بخشیم و خوب زندگی کنیم؟" برای درک این مطلب به خواندن ادامه دهید.

زمانیکه بر روی تفکرات خود ریز بین می شوید و به این نتیجه می رسید که یک فکر بخصوص برای شما خوب نیست و با اراده فردی تصمیم می گیرید که از فکر کردن به آن دست بکشید، دفعه آینده که یک چنین فکر مخربی به ذهنتان خطور کرد از اندیشیدن به آن پرهیز می کنید و دقیقاً از همان لحظه به بعد این کار را انجام نمی دهید.

به محض اینکه تشخیص می دهید:

از چه چیزی باید پرهیز کنید و

و باید چه کاری برای ارتقای وضعیت زندگی خود انجام دهید

ناخودآگاه دقت و توجه تان به افکار مثبت افزایش پیدا کرده و اجازه نمی دهید هر فکری بدون جواز عبور از مغزتان بگذرد.

مثلاً به محض آنکه حس خواستن غذایی به ذهنتان می رسد که نباید آنرا بخورید

در همان لحظه – و حتی بدون یک ثانیه تاخیر – از فکر کردن به آن جلوگیری بعمل آورید.

در این جا باید بسیار هشیارانه عمل کنید، تنها چند ثانیه درگیری برای تشخیص خواست و میل باطنی کافی است که شما را از نظر احساسی برانگیخته نماید و اگر فرد ضعیفی باشید (بی مسئولیت و بی ارادگی که تنها ضعف های انسانها هستند) آنوقت کنترل امور را از دست می دهید و افکار وسواسی ذهنتان را فرا می گیرند و توانایی انجام دادن و یا انجام ندادن کارها را پیدا نخواهید کرد. اگر تمام کارهایتان را تنها به واسطه هوس انجام دهید، دیری نخواهد گذشت که در زندگی راه خود را گم می کنید، احساسات کنترل زندگی شما را به عهده می گیرند، و شما عنان زندگی خود را از دست خواهید داد.

منازعه نکنید

زمانیکه احساسات به داخل می خزند، کشمکش برای به دست گرفتن دوباره کنترل امور شروع می شود، و همین درگیری و منازعه با احساسات است که سبب ایجاد رنج و عذاب و بدبختی می شود. هنگامیکه متوجه شدید که این هوس ناخواسته و نامطبوع مجدداً وارد ذهن ناخودآگاه شما شده است، دندانهایتان را از شدت عصبانیت روی هم فشار ندهید و با استفاده از خواست و اراده فردی در صدد آن نباشید که به زور آنرا از ذهنتان بیرون کنید. تا جایی که می توانید با آن درگیر نشوید. هر درگیری فکری صرفاً سبب بارز تر شدن و برجسته تر شدن آن فکر بخصوص شده، اندیشه را قدرتمند تر می سازد و در آخر چیزی جز بدبختی و بطلان و آشفتگی نصیبتان نخواهد شد. این ریسک را نکنید که با‌ تفکرات منفی وارد جنگ شده و ببازید. تا جایی که می توانید آنها را رها کرده و از مرکز توجه خود دور کنید. اصلاً سعی کنید وجود یک چنین تفکری را نادیده بگیرید.

به این منظور در زمان بروز یک چنین مسئله ای ذهن خودتان را به موضوع دیگری منحرف کنید، بهتر است موضوع جدیدی که می خواهید به آن فکر کنید تا اندازه ممکن با موضع قبلی فرق داشته باشد، و مطلبی باشد که به آن علاقه دارید تا این توانایی را پیدا کنید که توجه خود را به صورت تمام و کمال به آن معطوف نمایید. انگیزه و تمام فکر و ذهن خود را بر روی موضوع جدید منعطف سازید تا کاملاً آرام شوید، بعد هم طبق روال عادی به سایر کارهایتان بپردازید.

 در بیشتر افراد "احساسات" خیلی قوی تر از "قوه تعقل" عمل می کنند و این احساسات هستند که همه چیز را به عقل و منطق دیکته می کنند. همانطور که قبلاً هم گفتیم به خاطر داشته باشید که افکارتان با سرعت نور حرکت می کنند، اما خوشبختانه همیشه با اندکی موشکافی و ریز بینی قابل تشخیص خواهند بود.

تله اعتماد بنفس کاذب

در این قسمت میزان زیادی دقت و احتیاط لازم است و افراد در این مرحله باید اسلوب رفتاری محتاطانه را مانند آمپول ویتامین به خودشان تزریق کنند. وقتی فردی چند مرتبه توانست جلوی افکار منفی خود را بگیرد ممکن است تصور کند که به خوبی از عهده این کار بر می آید و هر زمان که اراده کند می تواند ذهن خود را از فکر کردن به موضوع خاصی منحرف کرده و به موضوع دیگری منعکس کند. به همین دلیل چون فکر می کند که می تواند از ریشه دواندن افکار مسموم در ذهنش جلوگیری بعمل آورد به خودش اجازه می دهد که حس چشیدن طعم یک وعده غذای دلچسبی که باید از آن پرهیز کند را برای خود به تصویر بکشد. او  تنها برای چند دقیقه به این رفتار خود ادامه می دهد و خیلی قبل از آنکه خودش هم متوجه شود، به دام تله می افتد.

مطلب دیگری که در این لحظه برای توجیه اشتباهش با خود تکرار می کند این است که "می دانم هر زمان که بخواهم می توانم از این فکر دست بکشم، اما امروز می خواهم به آن فکر کنم، من الان کمی عصبی هستم، و فردا فکر کردن به آن را بدون هیچ گونه شکستی ترک خواهم کرد". او همین الان هم بازنده میدان شده است و کنترل امور را از دست داده.

اگر او اراده داشت همین حالا این کار را انجام داده بود و اصلاً اجازه نمی داد یک چنین تصوراتی در ذهنش به تصویر کشیده شوند. و توانایی آن را داشت که خودش را به سمت چیزهای بهتر هل دهد.

احساسات قوی تر از منطق هستند

اینجا چه اتفاقی می افتد؟ توضیح آنکه: هنگامیکه احساسات قوی و عواطف سرکش بیدار می شوند، قوه تعقل تحت الشعاع قرار گرفته و به حاشیه رانده می شود. احساسات به مراتب قوی تر از عقل هستند و زورشان بیشتر است و حرف نهایی را آنها می زنند.

 

قوه تعقل برده می شود و شروع می کند به تحلیل و بررسی احساسات و توجیه نمودن آنها با استدلال ها و برهان های نادرست، ساختگی، و غیر واقعی. هر انطباق و توجیه عقلانی که لازم باشد را به کار می گیرد و دلیل تراشی می کند تا در آن لحظه بخصوص احساسات را تکمیل نموده و مهر تاییدی به آنها بزند. فرد در این زمان با کمک نیروی عقلایی دلیل کافی برای طفره رفتن و یا به تعویق انداختن کارها را برای خود می آورد. ( به عنوان مثال کنترل فردی را بعداً و یا از فردا شروع می کنم).

احساسات پیروز می شوند! چند ساعت بعد زمانیکه میل باطنی و هوستان را برآورده ساختید، تازه می نشینید و به کاری که انجام داده اید با دید منطقی فکر می کنید. زمانیکه احساسات فروکش کردند، به روشنی درک می کنید که به دام افتاده بودید و فریب خورده اید. این مسئله می تواند بارها و بارها به صورت روزانه برای سالیان دراز برای شما اتفاق بیفتد.

من شخصی را می شناسم که برای مدت زمانی در حدود 10 سال به توجیه عقلانی و منطقی جلوه دادن کارهایش می پرداخت و فرد دیگری را می شناسم که به مدت 15 سال در یک چنین تله ای به دام افتاده بود – همیشه فردا شروع می کنم-

هر کاری که انجام می دهید سعی کنید وارد این بازی نشوید. در تمام زمانها مراقب تفکرات خود باشید، اگر هوس و شهوت ذهنی گرداگرد شما را احاطه کند مطمئن باشید که احساسات کنترل زندگی شما را بدست خواهند گرفت.

اگر بتوانید مدت زمانی را به کنترل و مهار احساسات و افکار خود بپردازید، پس از سپری شدن چند هفته و یا کمتر این احساسات به مرور زمان فروکش می کنند و شما هم می توانید دیگر این همه به حس هشیاری خود فشار نیاورید. اگر این اتفاق بیفتد امنیت و مصونیت بالایی پیدا خواهید کرد. به هر حال کاملاً عاقلانه است که برای یک مدت نسبت به این حقه های ذهنی گوش به زنگ بوده و هشیاری خودتان را همچنان حفظ کنید تا عادت جدید به صورت الگوی روزمره ذهنی تان در آید.

مراقب افکار منفی باشید

تنها با قدری تمرین شما می توانید این استعداد را پیدا کنید تا فوراً افکار نامساعد را با همان سرعتی که در ذهنتان رشد می کنند، از بین ببرید. این امر فقط در گرو یاد گرفتن "چگونه" و "کجا" است. به این معنا که چگونه و کجا باید تمرکز و توجهتان را مصرف کنید.

با تمرین های مستمر میزان هشیاری شما تا چندین برابر افزایش پیدا می کند و به راحتی توانایی تشخیص کلیه افکار منفی تان را پیدا خواهید کرد. به مرور زمین در این زمینه ماهر شده و می توانید از آن در تمام جنبه های زندگی به نفع خود بهره بگیرید. سادگی این تکنیک واقعاً انسان را شگفت زده می کند. به راحتی می توانید بر تمام احساساتی که برای سالیان دراز شما را قربانی خود کرده بودند احاطه پیدا کنید و آنها را تحت سلطه خود درآورید.

تکنیک هایی برای پرورش و شکوفایی عادت صحیح فکری

من از طریق مراوده با افرادی که برای سال ها با احساسات و افکار خود در کشمکش بودند تا بتوانند آنرا مطابق خواست و اراده شخصی خود تغیر دهند چیزهای زیادی یاد گرفتم. برخی از افراد اهدافی داشتند که برای رسیدن به آنها بسیار مشتاق بودند، بنابراین همین انگیزه باعث می شد تا با سرعت بیشتری به سوی اهدافشان حرکت کنند، باعث می شد که راحت تر و در زمان کوتاهتری بتوانند بر افکار منفی خود غلبه کنند؛ اما همین افراد هم زمانیکه بی توجه می شدند و بر اساس عادات قبلی خود زندگی می کردند، تفکرات مسموم دوباره به سراغشان می آمدند و مجدداً آنها را به همان شیوه زندگی قبلی سوق می دادند.

با افکار ناخوشایند بازی نکنید ... مثل طاعون از آنها دروی کنید. تنها زمانیکه به خوبی یک رفتار را ملکه ذهن خود می کنید، می توانید جلوی کارهای ناخواسته تان را بگیرید.

برای رسیدن به یک شرایط پایا نیازمند زمان هستید که برای برخی هفته ها و برای برخی دیگر ماهها به طول می انجامد. حتی آن زمان باز هم نباید به خودتان اجازه دهید که هر احساسی آزادانه پا به عرصه فکری شما بگذارد. حواس خود را همواره به اهدافتان متمرکز کنید، در غیر اینصورت به هیچ نتیجه ای نمی رسید.

فقط کار درست را انجام دهید تا تبدیل به یک عادت معهود ذهنی شود. در این شرایط شما به عادت جدید معتاد می شوید و از مزایا و ثمرات بی نظیر آن بهرمند خواهید شد: سلامتی، خوشحالی، شادی و شادکامی، و آرامش ذهنی در تمام مراحل زندگی

به راحتی بر شهوات ذهنی غلبه کنید

اگر از این تکنیک به صورت عملی در زندگی خود بهره بگیرید، می توانید بر وسوسه آمیز ترین تفکرات نیز چیره شوید.

برای ادامه دادن به تنها چیزی که نیاز دارید آگاهی و هشیاری است. اگر اندیشه ها را به محض اینکه افکار منفی به سویتان حمله ور می شوند شناسایی کنید همیشه بدون تجربه شکست به موفقیت خواهید رسید.

هیچ وقت روزی را که با کتاب فلسفی "پل برتون" آشنا شدم را از یاد نمی برم. همان موقع بود که به کنه تئوری حقیقت ماهیت ذهن پی بردم و زندگی ام را دگرگون ساختم.

افکار غنی فیلسوفان متعدد ظرف سالیان دراز در این کتاب جمع آوری گردیده. مطالعه این متون به ذهن و قلب ما اجازه می دهد تا از توصیه های هوشمندانه اش بهرمند گردیده و به سوی شادی و خوشحالی گام برداریم.

در برخورد با دیگران

در این قسمت سخنی کوتاه در مورد وسوسه های برخوردی با دوستان و یا آشنایان داریم. به عنوان مثال زمانیکه با دوستانتان بیرون می روید و آنها پیشنهاد می کنند که چیزی بخورید که جزء مواد غذایی است که شما باید از آنها پرهیز کنید، معقولانه ترین حرکت این است که خودتان را درگیر بحث نکنید و ذهن خود را بر روی چیز دیگری منحرف کنید تا هوس خوردن آن غذا از سرتان بیرون رود.

اما اگر مستقیماً شما را محور صحبت هایشان قرار دادند، سعی کنید موضوع دیگری را عنوان کرده، به بحث بگذارید و کل جمع را از موضوع محوری بحث دور کنید. نمی دانید که به چه نتیجه می رسید. می توانید از چیزی شبیه به این استفاده کنید: "این رو از کجا خریدی؟" به هر حال به هر نحوی که تشخیص می دهید به صحبت های خود ادامه دهید.

اگر مستقیماً از شما سوال کردند که چرا برای صرف غذا به آنها نمی پیوندید به راحتی به آنها بگویید که در حال حاضر گرسنه نیستید و سعی کنید زیاد بحث نکرده و موضوع را تغییر دهید. اگر در این کار مهارت پیدا کنید انجام آن برایتان بسیار ساده می شود.

هدف اصلی شما در اینجا این است که حتی الامکان خودتان را از موضوعات ناخوشایند دور نگه دارید و از نظر احساسی تا جایی که می توانید خودتان را درگیر نکنید. اگر در ابتدای راه قرار دارید به شما پیشنهاد می شود که برای یک هفته از قرار گرفتن در جمع هایی که ممکن است به هر نحوی باعث راندن شما به سمت افکار ناخواسته شوند پرهیز کنید تا به اندازه کافی روی کنترل افکار و کنترل موقعیت اجحاف پیدا کنید با این تمرین زمانی که در جمع قرار گرفتید به راحتی وسوسه نمی شود و با استفاده از تکنیک های آموزش داده شده خودتان را از فشار دیگران رها می سازید و دیگر مجبور نیستید که مطابق خواسته آنها عمل کرده و خودتان را با آنها همسو و یکرنگ سازید.

فراموشی ذهنی

یک متد دیگر نیز وجود دارد که به طور کامل با تکنیکی که در این مقاله به شما آموزش دادیم مطابقت دارد و ما بیراه ندیدیم که درد مورد آن هم توضیح مختصری بدهیم. این تکنیک برگرفته از به "فراموشی زمانی" است و بسیاری از فیلسوفان قدر جزء پیروان آن هستند. سیستم فکری اولیه این تکنیک توسط "گاردجیف" و "اسپنسکی" پایه ریزی شد و در دوره های بعدی توسط دانش آموختگانشان تکمیل شد و تا کنون مریدان بیشماری را به خود اختصاص داده است. این تکنیک نیازمند پافشاری زیاد در تمرین است و فوراً منجر به انقلاب عظیم و عمیق فردی در درون انسانها می شود و واکنش های و عملکرد های ذهنی را دگرگون می سازد.

این تکنیک همچنین به منظور از میان برداشتن هر گونه واکنش، عادت، احساس، و فکر بد نیز مفید است. با به کارگیری این فن این عادت را در خودتان پرورش دهید که احساسات، افکار خود را اصطلاحاً بپایید و ببینید که چه تغییرات رفتاری در شما ایجاد می کنند. این امر کلیه حالات ذهنی را عینی و ملموس می کند و اتصالات غلط ذهنی و عاطفی را از میان بر می دارد.

وقتی در بکارگیری این تکنیک تبحر پیدا کردید، تعجب خواهید کرد که چه مواردی را در مورد خودتان و الگوهای رفتاری و واکنش های نسنجیده بدست می آورید. ظرف مدت یک ساعت به شما آموزش داده می شود که نگاهی دقیق به رفتارهای ذهنی خود داشته باشید و مراقبت هشیارانه ای را از آن بعمل آورید، سپس 10 کتاب روانشناسی وجود دارد که برای مطالعه بیشتر در اختیارتان قرار خواهد گرفت. با گذراندن این دوره شما دلیل هر عمل و عکس العملی را در م�




طبقه بندی: مجله خانواده،
برچسب ها: وسوسه های فکری،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 6 خرداد 1388 توسط محمدی

آیا می دانید که چرا در دهه های اخیر تغییرات و دگرگونی هایی در "روش انجام کارها" شکل گرفته است و به سرعت در حال اصلاحات و حذف روش های غلط است؟

پیشبرد تکنولوژی یا کشف راهکارهای جدید و اصلاح روش ها، باعث سهولت و تسریع در انجام کارها می شود و به همان نسبت موجب صرفه جویی در هزینه و افزایش بهره وری خواهد شد، سلامت روانی و جسمی افراد پایدارتر و تسلط بر کارها بیشتر خواهد بود، کیفیت مطلوب تر و کمیت افزایش خواهد یافت و در نهایت باعث پیشرفت بازرگانی و صنعتی یک اجتماع می گردد و انقلاب مثبتی دراقتصاد، فرهنگ و شخصیت افراد آن جامعه به وجود خواهد آمد.

برای این که تغییرات و اصلاحات در سطح عمومی فراگیر شود، ارایه راهکارهای جدید واصلاح روش ها، نیاز به اتحاد گروهی و همبستگی افراد دارد و در این میان خانواده اولین مجموعه ای است که اعضای آن به سهولت می توانند اتحاد و همبستگی در بین خود به وجود آورند و نسبت به شناخت عادت های اشتباه و حذف باورهای غلط اقدام نمایند. چرا که لازمه اصلاح چارچوب ذهنی و ارتقای فرهنگی افراد، همکاری ، اتحاد و همبستگی می باشد و صمیمیت و تشابه های اخلاقی و عقیدتی یک خانواده، زمینه ساز مناسبی برای این مشارکت و تغییر عادت ها می باشد.

هر تغییر مثبت در رفتار و عادت های غلط یک خانواده به راحتی موجب اصلاحات موثری می گردد که در نهایت با جایگزین شدن عادت های صحیح و بهینه، ریشه های اقتصادی و فرهنگی خانواده و اجتماع را مقتدر و پایدارتر خواهد نمود. به این دلیل که اغلب افراد در رفتارهای خود دارای برخی از عادت ها و باورهای سنتی اشتباه هستند و به دلیل عدم آگاهی از واقعیت امر، ناخواسته نسبت به انجام و تکرار آن اشتباهات دست می زنند، غافل از این که این باورهای غلط ضربه های اساسی به فرهنگ و اقتصاد خانواده و اجتماع وارد خواهد کرد.

برای این که عمیقا متوجه شوید برای فعالیت های جمعی ابتدا حرکت فردی لازم است، بهتر است همیشه این جمله را به یاد داشته باشید که "قطره قطره می توان دریا شد" اگر هر انسان با کشف و رفع اشتباهات و نقاط ضعف خود موجب ترویج آن در اطرافیان گردد، روزی فرا می رسد که این اصلاحات فراگیر شده و رفتارهای اشتباه از فرهنگ و باورهای ما رخت بر بسته به فراموشی رسیده است.

اصلاح روش های مورد استفاده در انجام امور ، علاوه بر این که نیاز به تغییر روشهای قدیمی و یافتن استراتژیهای مفید و تعیین ساختار جدید دارد ، مدیریت جدی و کنترل قانونمندی هم لازم دارد تا با نظارت بر عملکرد افراد اجرای روش های اصلاحی را با ساختار اصلی آن تطبیق دهد.

معمولا در خانواده های اصیل ایرانی "زن" نقش تعیین کننده و کنترل کننده ساختار و چارچوب اجتماعی و فرهنگی خانواده را بر عهده دارد. به این دلیل که مادر خانواده به عنوان شریک زندگی پدر و به لحاظ داشتن بیشترین حضور بین فرزندان و ارتباط باآن ها بهتر از هر کس دیگر می تواند در کیفیت ادب و تربیت و نحوه شکل گیری فرهنگ ، رفتار اجتماعی و احساسات فرزندان و تشکیل ساختار خانواده موثر باشد.

توجه لازم به نکات اصلی و حس مسئولیت پذیری و قانونمندی در زنان یکی از ویژگیهایی است که خانواده با بهره مندی از آن می تواند مهر اصلاحات بر روی اشتباهات و نقاط ضعف خود بزند. مادر یک خانواده اختیار دارد تا اصول و مبانی یک زندگی سالم و موفق را در شخصیت تک تک اعضای خانواده گسترش دهد و تحکیم بخشد. البته برای این که این اختیار از طرف دیگر اعضای خانواده به مادر داده شود، مستلزم برخورداری او از دانش و آگاهی لازم در زمینه های گوناگون فرهنگی- اجتماعی و اقتصادی می باشد و این امر زمانی میسر خواهد شد که مادر خانواده با حضور فعال خود در اجتماع به تمامی مشکلات و راه کارها واقف گردد.

یک زن به عنوان راهنمای اجتماعی خانواده باید درک عمیقی از مشکلات و راه کارها داشته باشد. او باید بتواند درست و نادرست را به خوبی تشخیص دهد تا سنت های غلط را نادیده گرفته و عادت های اشتباه را از بین ببرد. تحلیل و بررسی نواقص و تلاش جهت یافتن راهکارهای موثر می تواند موجب از بین رفتن تعصب های بی مورد و جلوگیری از انجام زحمات بیهوده باشد. به عبارتی بهتر زنان با برخورداری از جدیدترین اطلاعات و دانش در رابطه با موضوعات مختلف زندگی و با استفاده از آن ها و آموزش به دیگر اعضای خانواده و همچنین دقت و نظارت در انجام صحیح آن ها می توانند روش های نوین و بهینه را جانشین باورهای غلط و غیراقتصادی اعضای خانواده کنند و سطح فرهنگی و اجتماعی خانواده را بیش از پیش افزایش دهند.

اشاره به این نکته لازم است که شرط حضور فعال زنان در اجتماع، شاغل بودن آن ها نیست. بلکه کسب اطلاعات و دانش کافی در رابطه با مسایل مختلف اجتماعی است. کسب اطلاعات از طریق تحصیل، رسانه های عمومی، اطلاع رسانی سازمان های خدماتی و آموزش های اجتماعی و از همه مهمتر دقت، درایت و خلاقیت یک زن در نگرش به موضوعات مختلف می تواند مهارت کافی او را برای هدایت خانواده در مسایل اجتماعی محیا کند.

حال با ذکر یک مثال سعی کرده ایم تا با ارایه گوشه ای از چگونگی نگرش و عملکرد زنان بی تفاوت و تاثیرگذار و تحلیل رفتار آنها، نتایج نگرش و عملکرد زنان با دیدگاه متفاوت را نسبت به نحوه تربیت ،آموزش و کنترل خانواده در رابطه با موضوعات مختلف زندگی مقایسه نماییم و از آن جا که انرژی یکی از موارد پرکاربرد و اساسی در زندگی های امروزی می باشد و اهمیت دادن و پرداختن به آن خالی از لطف نیست، این مثال به چگونگی نگرش و برخورد زنان در رابطه با صرفه جویی و کنترل مصرف انرژی در خانواده پرداخته است.

دسته اول، زنانی هستندکه هیچ گونه اطلاعات و آگاهی از چگونگی تهیه و توزیع انرژی ندارند. روش های صحیح استفاده از آن را نمی دانند و دقتی در اندازه مصرف آن نمی کنند. اهمیتی به صرفه جویی یا اصراف نمی دهند، از ویژگیهای داشتن و مشکلات نداشتن انرژی اطلاعی ندارند. همین امر به دلیل اینکه هیچ گونه آموزش و نظارت قانونمندانه ای در خانواده وجود ندارد باعث می شود تا فرزندان و در نهایت کل اعضای خانواده نسبت به این موضوع بی اهمیت باشند و توجهی به فرهنگ صحیح استفاده و مصرف انرژی نداشته باشند. آن ها ندانسته انرژی را بی رویه مصرف می کنند و به علت عدم آشنایی، در صدد رفع اشتباهات خود بر نمی آیند. دقت و حساسیت لازم در مورد جلوگیری از اتلاف انرژی در این خانواده ها روز به روز کم رنگ تر می شود که نتیجه آن احساس بی اهمیتی و کم ارزشی منابع انرژی در نزد اعضای خانواده و عادت به اصراف و عدم کنترل مصرف می باشد.

اما در مقابل زنانی هستند که دقت و توجه آن ها به مصارف انرژی حتی از مردان هم بیشتر است. آنها دانش کافی در مورد چگونگی تهیه و توزیع انواع انرژی دارند و به خوبی می دانند که از انرژی های مختلف چگونه باید استفاده کرد . این زنان از درایت و توانمندی خود برای آموزش و ترویج فرهنگ صحیح استفاده انرژی در بین اعضای خانواده تمام بهره را می برند و بانظارت و کنترل قانونمندانه سعی بر برطرف کردن مشکلات و نواقص آن دارند. این زنان از این که ببینند اعضای خانواده شان در کارهایی که تحت تربیت آن ها بوده اشتباه یا ضعف دارند احساس خوبی نمی کنند و باجدیت تمام خواهان رفع آن هستند.

اغلب زنان توانمند از درایت و خلاقیت خود برای از بین بردن عادت های غلط خانواده استفاده می کنند و با مطالعه و تحقیق، راهکارهایی در بین اعضای خانواده به اجرا در می آورند که موجب صرفه جویی هزینه، انرژی ، زمان و نیروی انسانی خواهد شد و امنیت و کیفیت کارهم افزایش پیدا خواهد کرد. معنی این جمله این است که این زنان در ازای تکرار و برداشت از عملکرد دیگران، روش انجام کارها را با آگاهی و داشتن دانش کافی انتخاب می کنند و در مورد بازدهی و سلامت آن مطمئن هستند.

بی مناسبت نیست راه کارهایی را که بعضی از کدبانوها برای اصلاح الگوی مصرف گازطبیعی به اعضای خانواده آموزش می دهند و به کار می گیرند یادآور شویم.

- با نصب دماسنج در منزل و ترموستات برای وسایل حرارتی و برودتی ، دمای هوارا بین 18 تا 22 درجه سانتیگراد کنترل می کنند. با این کار ازافزایش و کاهش بیش از حد دمای هوا که منجر به مصرف بیهوده گازطبیعی می شود خودداری می کنند.

امیر دشتکیان

منبع: مردمان




طبقه بندی: مجله خانواده،
برچسب ها: اصلاح الگوی مصرف،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 6 خرداد 1388 توسط محمدی
(تعداد کل صفحات:2) 1 2

mohammadi