با بازی در فیلم « گل یخ » ساخته کیومرث پوراحمد به سینما آمد و ظرف کمتر از یک سال در پنج فیلم سینمایی نقش آفرینی کرد. تفاوت بازی او در دو فیلم « گل یخ » و « مجردها » نشان از توانایی های او دارد.

ادامه مطلب
طبقه بندی: سینمای ایران و جهان،
برچسب ها: بیوگرافی، الناز شاكردوست،
به کلید زیر بروید :
HKEY_LOCAL_MACHINESoftwareMicrosoftWindows
داده ای از نوع DWORD و با عنوان CasheWriteDelay ایجاد نمایید زمان انتظار خود را به میلی ثانیه وارد کنید ( مثلا 2000 )
طبقه بندی: ترفند کامپیوتر،

بقیه عکس ها در ادامه مطلب
ادامه مطلب
طبقه بندی: سینمای ایران و جهان، گالری عکس روز،
برچسب ها: گالری عکس، Selena Gomez،
زندگینامه غیاث الدین جمشید کاشانی
جمشید ملقب به غیاثالدین، فرزند پزشکی کاشانی به نام مسعود حدود سال 790 قمری (1388 میلادی)، در کاشان چشم به جهان گشود. او در همهی آثارش خود را چنین معرفی کرده است: «کمترین بندگان خداوند (یا نیازمندترین بندگان خدا به رحمت او)، جمشید، پسر مسعود طبیب کاشانی، پسر محمود پسر محمد ». بیشتر آنچه که از زندگی وی میدانیم از بررسی آثار علمی ارزندهاش و نیز دو نامه که خطاب به پدر خود و مردم کاشان نوشته به دست آمده است.
دوران کودکی و جوانی وی درست همزمان با اوج یورشهای وحشیانهی تیمور به ایران بود. با وجود این، جمشید در همین شرایط نیز هرگز از آموختن علوم مختلف غافل نشد. پدرش مسعود، چنانکه گفتیم، پزشک بود اما شاید از علوم دیگر نیز بهرهی بسیار داشت. به طور مثال، از یکی از نامههای کاشانی به پدرش معلوم میشود که پدر قصد داشته تا شرحی بر معیار الاشعار نصیرالدین طوسی بنویسد و برای پسر، یعنی جمشید بفرستد.

نخستین فعالیت علمی کاشانی که از تاریخ دقیق آن آگاهیم، رصد خسوف در 12 ذیحجهی 808 قمری، برابر با دوم ژوئن 1406 میلادی در کاشان است. غیاثالدین نخستین اثر علمی خود را در همین شهر و در 21 رمضان 809 قمری مطابق با اول مارس 1407 میلادی، یعنی 2 سال پس از مرگ تیمور و فرو نشستن فتنهی او، نوشت. چهار سال بعد در 813 قمری هنوز در کاشان بود و رسالهی مختصری به فارسی دربارهی علم هیأت(کیهانشناسی) نوشت. در 816 قمری کتاب نجومی مهم خود یعنی زیج خاقانی را به فارسی نوشت و به اُلُغْ بیگ، فرزند شاهرخ و نوهی تیمور، که در سمرقند به سر میبرد، هدیه کرد. کاشانی امید داشت که با حمایت الغ بیگ بتواند با آسودگی بیشتر پژوهشهای علمی خود را ادامه دهد.

کاشانی دست کم تا مدتی پس از پدیدآوردن کتاب ارزشمند تلخیص المفتاح ، یعنی 7 شعبان 824 قمری مطابق با 7 اوت 1421 میلادی، هنوز در کاشان به سر میبرد. این نکته خود مایهی شگفتی بسیار است که چرا مردی دانشور چون الغ بیگ پس از مطالعهی زیج خاقانی به نبوغ کم نظیر پدیدآورنده ، یعنی کاشانی، پی نبرد! کاشانی در یکی از دو نامهی خود از یک سو به طور تلویحی از اینکه بسیار دیر مورد توجه دولتمردان قرار گرفته گلایه میکند و از سوی دیگر از اینکه پس از این مدت دراز به شهری چون سمرقند دعوت شده است، سر از پا نمیشناسد.

کاشانی به احتمال قوی در 824 قمری به همراه معینالدین کاشانی(همکار غیاثالدین در کاشان و سمرقند) از کاشان به سمرقند رفت و چنان که خود در نامههایش کم و بیش اشاره کرده، در پیریزی رصدخانهی سمرقند نقش اصلی را ایفا نمود. از همان آغازِ کار، وی را به ریاست آنجا برگزیدند و تا پایان عمر به نسبت کوتاه خود در همین مقام بود. وی سرانجام صبح روز چهارشنبه 19 رمضان 832 قمری برابر با 22 ژوئن 1429 میلادی بیرون شهر سمرقند و در محل رصدخانه درگذشت.

امین احمد رازی در کتاب تذکر ه هفت اقلیم میگوید که چون کاشانی چنان که باید و شاید آداب حضور در دربار را رعایت نمیکرد ، الغ بیگ فرمان به قتل او داد. از نامههای کاشانی به پدرش چنین برمیآید که پدر به دلایلی از سرنوشت فرزند خود در دربار الغ بیگ نگران بود و در نامه یا نامههایی، پسر را از خطرات معمول در دربار پادشاهان برحذر داشته و کاشانی نیز در پاسخ برای کاستن از نگرانیهای پدر، نمونههای متعددی از توجه خاص الغ بیگ به خود را برای پدر شاهد آورده است.

سرانجام حکومت الغ بیگ:
با مرگ شاهرخ، دوران آرامش و آسایش الغ بیگ هم تمام شد. او که فرزند بزرگ شاهرخ و تنها پسر بازمانده او بود (چون بقیه پسرانش قبل از پدر، از دنیا رفته بودند) بعد از پدر، با برادرزاده ها و پسران خودش، درگیری هایی داشت، یکبار به هرات لشگر کشید و در این میان عبداللطیف پسر الغ بیگ در مشهد به پدرش پیوست، الغ بیگ مجددا از مشهد به هرات رفت و آنجا هم با شورشیان مخالف خود، به کشت و کشتار و غارت سختی دست زد. بعد به ماوراء النهر رفت و هرات را به عبداللطیف سپرد. عبداللطیف یکبار در هرات دلاوری ها کرد ولی بعد از هرات به ماوراء النهر شبانه فرار کرد و شهر را از دست داد. الغ بیگ که از او خشمگین بود، پاداش او را به پسر دیگرش "عبدالعزیز" که علاقه زیادی هم به او داشت، داد و عبداللطیف را حاکم بلخ کرد.

عبداللطیف از نامهربانی پدر ناراحت و کینه او و برادرش را به دل گرفت و در بلخ جنگی میان پدر و پسر درگرفت، مدتی بعد متوقف شد، الغ بیگ به سمرقند برگشت و عبداللطیف به دنبال پدرش تا اینکه در شاهرخیه جنگ بین آنها شد و پسرش عبدالعزیز در مقابل چشمان پدر کشته شد. امرای دیگر رو به عبداللطیف آورده و از الغ بیگ روی گرداندند. الغ بیگ در این زمان که در موضع ضعف قرار گرفته بود، از پسر اجازه سفر خواست. او موافقت کرد اما اجازه قتل او را به شخصی داد که در راه او را بکشد (853 هـ ق) و بدین ترتیب پادشاهی الغ بیگ که خیلی کوتاه و پرآشوب بود به پایان رسید. عبداللطیف نیز چند ماه بعد از پدر کشته شد. در دوران کوتاه پادشاهی الغ بیگ به نام او سکه زده شد و این سکه ها در ترکمنستان، تبریز، انگلستان موجود است.

گویند الغ بیگ بنا بر احکام نجومی دریافته بود که به دست عبداللطیف پسر بزرگ خود کشته خواهد شد و به این سبب او را از مناصب و مشاغلی که داشت معزول کرد. عبداللطیف نیز علم طغیان بر افراشت و حکم عزل پدر را به چیزی نگرفت، و پدر خود را شکست داد. الغ بیگ به ترکستان فرار کرد و چندی بعد با وجود پیشگوییهای منجمان به سمرقند بازگشت ـ شاید به امید عاطفه پدر فرزندی ـ ، اما در آنجا به دست پسرش کشته شد.
طبقه بندی: مجله خبری، تاریخی،
برچسب ها: غیاث الدین جمشید کاشانی، زندگینامه،
عکس فوق العاده از مژده شمسایی
بقیه عکس ها در ادامه مطلب
ادامه مطلب
طبقه بندی: گالری عکس روز، سینمای ایران و جهان،
برچسب ها: عکس، عکس بازیگر، عکس هنرپیشه، عکس بازیگران زن ایرانی، عکس هنرپیشگان زن ایرانی، عکس بازیگران زن، آرشیو عکس های مژده شمسایی، عکس از مژده شمسایی، عکس های مژده شمسایی، آلبوم عکس های مژده شمسایی، مژده شمسایی، Mojde Shamsaei،

بقیه عکس ها در ادامه مطلب
ادامه مطلب
طبقه بندی: گالری عکس روز، سینمای ایران و جهان،
برچسب ها: عکس، عکس بازیگر، عکس هنرپیشه، عکس بازیگران زن ایرانی، عکس هنرپیشگان زن ایرانی، عکس بازیگران زن، عکس های بهنوش بختیاری، عکس از بهنوش بختیاری، آرشیو عکس های بهنوش بختیاری، آلبوم عکس های بهنوش بختیاری، بهنوش بختیاری، Behnoosh Bakhtiari،
تبلیغات 
